بیان مسئله:
در شرایط کنونی که دشمن صهیونی-آمریکایی پس از شکست در میدان نظامی، تمام توان خود را بر «جنگ روانی» و «القای ناتوانی» متمرکز کرده است، یکی از حساسترین عرصههای مواجهه، عرصهٔ «روایت» است
. رسانههای غربی، رویداد ایران و اعتراض فرانسه را با یک معیار میسنجند، در حالی که این دو رویداد از نظر بازیگران، هدف، منبع هدایت، جنس خشونت، روایت رسانهای و نسبت پلیس با مردم، دو ماهیت متفاوت دارند. همین دوگانگی، تشخیص حقیقت را برای افکار عمومی دشوار کرده است.
مجاهد شهید انقلاب، حضرت آیتالله سید علی خامنهای اعلیالله مقامه الشریف، در تبیین حوادث دی ۱۴۰۴ فرمودند: «آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد». همچنین فرمودند: «این فتنه، فتنهی آمریکایی و صهیونی بود». این دو جمله، مبنای اصلی مقاله حاضر است:
رویداد ایران، نه یک اعتراض داخلی، بلکه یک پروژهٔ بیرونی بود که در پوشش اعتراض ظاهر شد. در برابر، رویداد فرانسه هیچیک از این دو ویژگی را نداشت و در چارچوب ساختار باقی ماند. پرسش اصلی مقاله نیز همین است: چرا یک مطالبهٔ مشترک، در یک کشور به مذاکره و در کشور دیگر به کودتا رسید.
ضرورت مسئله:
ضرورت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی میشود که رسانههای غربی و رسانههای وابسته، با وارونهسازی واقعیت، فتنهٔ ایران را «اعتراض مردمی» و اعتراض فرانسه را «ناآرامی شهری» میخوانند. این وارونهسازی، نه تنها تشخیص حقیقت را برای افکار عمومی دشوار میکند، بلکه زمینهٔ سوءاستفادهٔ دشمن در جنگ ترکیبی را نیز فراهم میآورد. شناخت معیارهای تفکیک «اعتراض» از «کودتا»، ضرورتی راهبردی برای مقابله با جنگ روانی دشمن است.
ضرورت دیگر آن است که شناخت سیرهٔ رهبر شهید انقلاب در تبیین ماهیت فتنه، میتواند الگویی برای تحلیل رویدادهای آینده باشد. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «این فتنه، اوّلین فتنهی پدیدآمدهی در تهران نبود، آخرینش هم نیست»بنابراین شناخت معیارهای تشخیص، نه توصیف یک حادثهٔ گذشته، بلکه ابزار تحلیل دائمی است.
اهداف مقاله:
هدف نخست، تبیین ماهیت رویداد ایران بر پایهٔ بیانات رهبر شهید و تفکیک آن از اعتراض مدنی است. هدف دوم، تحلیل ماهیت اعتراض فرانسه و نشان دادن تفاوتهای ساختاری آن با رویداد ایران است. هدف سوم، ارائهٔ شش معیار روشن برای تفکیک «اعتراض» از «کودتا» است تا این معیارها در تحلیل رویدادهای آینده نیز به کار آید.
در این نوشتار، نخست ماهیت رویداد ایران بر پایهٔ بیانات رهبر شهید سنجیده میشود؛ سپس هدف رویداد در دو کشور مقایسه میگردد. در ادامه، بازیگران دو رویداد بررسی میشود و جنس خشونت در دو کشور تطبیق مییابد. سپس نقش رسانه در روایت دو رویداد کاویده میشود و جایگاه پلیس و نسبت آن با مردم سنجیده میگردد. در پایان، شش معیار تفکیک در یک چارچوب جمعبندی میشود و پاسخ نهایی به پرسش اصلی ارائه میگردد
«کودتا» در ایران، «اعتراض» در فرانسه؛ خوانش تطبیقی بر پایهٔ بیانات رهبر شهید
بخش اول: اعتراض در ایران و فرانسه؛ از مطالبه تا انحراف
پرسش چالشی: چرا یک مطالبهٔ مشترک، در یک کشور به مذاکره و در کشور دیگر به کودتا رسید؟رسانههای غربی، ضربوشتم معترضان و بازداشت گستردهٔ آنان توسط پلیس فرانسه را توجیه میکنند یا کمرنگ مینمایانند، اما همین رفتار را در ایران بهشدت محکوم میکنند و آن را نقض حقوق بشر میخوانند.
این تفاوت در معیار، تنها یک اختلاف رسانهای نیست؛ بلکه نشان میدهد بحث بر سر «حق اعتراض» نیست، بلکه بحث بر سر جایگاه نهاد انتظامی و نوع مواجهه با آن است.
در ایران، آسیب زدن به پلیس و نیروهای امدادی رخ داد و در مواردی نیروهای انتظامی به شهادت رسیدند؛ اما در فرانسه، کوچکترین تعرض به مأمور پلیس با واکنش قاطع روبهرو میشود و کسی جرئت نزدیک شدن به پلیس را ندارد. پلیس فرانسه «مردمی» خوانده میشود، اما پلیس و بسیج ایران «دولتی» معرفی میشوند. این تناقض، پرسش اصلی مقاله را شکل میدهد.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «این فتنه، فتنهی آمریکایی و صهیونی بود.» [۱] این جمله، پاسخ آغازین به همان پرسش است. رویداد ایران در بنیاد خود، یک مطالبهٔ داخلی نبود که در مسیر خود به انحراف کشیده شده باشد؛ بلکه از ابتدا ماهیتی بیرونی داشت و در پوشش اعتراض ظاهر شد.
بر همین اساس، آنچه در ایران رخ داد، نه اعتراضی که به فتنه تبدیل شد، بلکه فتنهای بود که خود را در پوشش اعتراض پنهان کرد. این تفکیک، مبنای مقایسه با فرانسه در ادامهٔ بخش است.
۱. یک مطالبه، دو سرنوشت
در فرانسه، اعتراض از «شرایط نامناسب تحصیلی» و «کمبود معلم» آغاز شد. دولت فرانسه با «دیدار با نمایندگان دانشآموزان» و «وعدهٔ استخدام ۳ هزار معلم» پاسخ داد و حتی وزیر اقتصاد اعلام کرد که «امکان برآورده کردن مطالبات» وجود دارد. مطالبه در چارچوب مذاکره باقی ماند و مسیر اصلاح طی شد.
در ایران نیز، مجاهد شهید انقلاب تصریح کردند: «بازاریها اعتراض داشتند» [۲] و «حرفشان هم حرف منطقی و درستی بود» [۳]. یعنی اصل مطالبه انکار نشد و حتی درست خوانده شد. اما همین مطالبهٔ درست، بهجای مذاکره، به میدان خشونت کشیده شد و گروهی سازمانیافته آن را به سمت حمله به مراکز انتظامی و دولتی بردند.
تفاوت در سرنوشت مطالبه، نه در اصل آن، بلکه در بازیگرانی است که مسیر آن را تغییر دادند. در فرانسه، صاحبان مطالبه خود در صحنه ماندند و آن را مدیریت کردند؛ در ایران، هستهای جدا از بدنهٔ معترضان، مسیر مطالبه را منحرف کرد. این تفاوت، محور کل مقاله است.
۲. سردسته یا شهروند؟
مجاهد شهید انقلاب در تفکیک ساختار رویداد فرمودند: «یک جور آدمهای سردسته، یک جور هم پیادهنظام» [۴]. سردستهها «آموزشدیده بودند؛ پول گرفته بودند» [۵] و «بهشان یاد داده بودند چه جوری حرکت کنید، چه جوری حمله کنید» [۶]. این توصیف، هستهای مأمور و سازمانیافته را نشان میدهد که مأموریت مشخصی داشت.
در فرانسه، گزارشها از «خودجوشی» و «مدرسهبهمدرسه» بودن جنبش سخن میگویند و نقش اصلی را «شبکههای اجتماعی» میدانند. هیچ گزارشی از هستهٔ آموزشدیدهٔ پولگرفته یا مأمور حمله وجود ندارد. حتی اتهام دولت به حزب چپ نیز به «بسیج سیاسی» محدود ماند، نه آموزش نظامی.
این تفاوت، اولین معیار عملی تفکیک است: در ایران هستهٔ مأمور وجود داشت و بدنهٔ هیجانی پشت آن حرکت میکرد؛ در فرانسه بدنهٔ خودجوش صاحب مطالبه بود و هیچ هستهٔ مأمور مستقلی گزارش نشد. همین تفاوت، ماهیت دو رویداد را از هم جدا میکند.
۳. سپر انسانی از جنس بازار
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «اغتشاشگرها خودشان را پشت اعتراضات آرام مردم بازاری پنهان کردند» [۷]. سپس تأکید کردند که بازاریها «باهوش بودند، مطلب را فهمیدند» [۸] و «خودشان را جدا کردند» [۹]. این رفتار نشان میدهد که هستهٔ خشونتبار به دنبال پوشش مشروعیتبخش بود.
در فرانسه، اعتراض صنفی علنی و اعلامشده بود و کسی پشت گروه دیگری پنهان نشد. حتی نمایندگان دانشجویان از خشونت «فاصله گرفتند» اما بر ادامهٔ اعتراض مسالمتآمیز اصرار کردند. یعنی بدنهٔ معترضان هم صاحب مطالبه بود و هم مرز خود را با خشونت حفظ کرد.
این تفاوت نشان میدهد در ایران، هستهٔ خشونتبار برای مشروعنمایی اقدام خود به سپر انسانی نیاز داشت؛ در فرانسه، بدنهٔ معترضان خود صاحب مطالبه بود و نیازی به پنهان شدن نداشت. معیار دوم تشخیص نیز همین است: هرگاه گروهی پشت مطالبهٔ دیگری پنهان شود، هدف آن با هدف صاحبان مطالبه یکسان نیست.
۴. کودتایی که نامش اعتراض شد
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «این فتنه شبیه کودتا بود» [۱۰] و دلیل آن را چنین بیان کردند: «هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در ادارهی کشور بود» [۱۱]. سپس مصداق آوردند: «به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانکها حمله کردند» [۱۲]. در بُعد معنوی نیز «به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند» [۱۳].
در فرانسه، هدف «افزایش بودجه آموزشی» و «بهبود شرایط» بود و دولت نیز «امکان برآورده کردن مطالبات» را اعلام کرد. هیچیک از مراکز انتظامی، نظامی یا دینی هدف حمله نبود و مطالبه در چارچوب خدمات عمومی باقی ماند.
تفاوت در هدف، تفاوت در ماهیت را میسازد. در ایران، هدف تخریب ساختار ادارهٔ کشور بود و همین، رویداد را به اقدام کودتایی نزدیک کرد؛ در فرانسه، هدف اصلاح یک سیاست بود و رویداد در چارچوب اعتراض ماند. معیار سوم تشخیص، همین هدفگیری مراکز مؤثر در ادارهٔ کشور است.
۵. دستور از کجا میآمد؟
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «نقشه و طرّاحی این فتنه در خارج اتّفاق افتاده بود» [۱۴] و «از خارج دستور داده میشد» [۱۵]. همچنین تصریح کردند که سردستهها «با خارج تماس داشتند» [۱۶] و «با استفادهی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطّلاعاتی به دست میآوردند» [۱۷]. این گزاره، سطح دخالت را از حمایت رسانهای به هدایت عملیاتی ارتقا میدهد.
در فرانسه، عامل گسترش «شبکههای اجتماعی» و «بسیج سیاسی داخلی» ذکر شده است و هیچ گزارهٔ معتبری دربارهٔ دستور خارجی وجود ندارد. حتی اتهام دولت به حزب چپ، به نقش داخلی محدود ماند و به دخالت بیگانه گره نخورد.
این تفاوت، چهارمین معیار عملی است: طراحی بیرونی و هدایت خارجی در ایران، خودجوشی داخلی و بسیج حزبی داخلی در فرانسه. معیار تشخیص نیز همین است: هرگاه هستهٔ رویداد با خارج تماس داشته باشد و دستور بگیرد، ماهیت آن از اعتراض داخلی جدا میشود.
۶. کشتهسازی؛ هدف یا ابزار؟
مجاهد شهید انقلاب فرمودند که سردستهها «موظّف بودند کشتهسازی کنند» [۱۸] و «به مراکز نظامی و انتظامی حملهی مسلّحانه میکردند» [۱۹]. حتی «همان پیادهنظامی را هم که خودشان با تبلیغات به میدان آورده بودند، از پشت سر میزدند» [۲۰]. این رفتار نشان میدهد که تولید تلفات، خود هدف بود، نه پیامد حاشیهای.
در فرانسه، تلفات از «سلاحهای پلیس» و «درگیری» بود و دولت خود «۳۶ تحقیق داخلی» دربارهٔ سوءرفتار پلیس آغاز کرد. یعنی منشأ تلفات، رفتار نیروی انتظامی بود و دولت نیز آن را بررسی کرد، نه اینکه گروهی سازمانیافته به دنبال کشتهسازی باشد.
تفاوت در منشأ تلفات، پنجمین معیار عملی است. در ایران، کشتهسازی مأموریت سازمانیافته بود؛ در فرانسه، تلفات پیامد حاشیهای درگیری بود و نهاد رسمی نیز آن را بررسی کرد. معیار تشخیص، هدفمندی تولید تلفات است.
۷. امنیت؛ گمشدهٔ روایتها
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «هدف دشمن بر هم زدن امنیّت کشور بود» [۲۱] و «وقتی امنیّت نباشد، هیچ چیزی نیست» [۲۲]. سپس توضیح دادند که «تولید هم نیست، نان هم نیست، درس و بحث هم نیست» [۲۳]. این گزاره، امنیت را زیربنای همهٔ امور میداند.
در فرانسه، بحران بهصورت «ناآرامی شهری» توصیف شد و دولت «جلسهٔ اضطراری» تشکیل داد. اما هدف معترضان، امنیتزدایی نبود؛ بلکه مطالبهٔ خدمات آموزشی بود و امنیت در حاشیهٔ رویداد آسیب دید، نه بهعنوان هدف.
این تفاوت نشان میدهد که در ایران، امنیت هدف حمله بود و رویداد به سمت ایجاد خلأ امنیتی رفت؛ در فرانسه، امنیت در حاشیهٔ رویداد آسیب دید و هدف اصلی مطالبهٔ خدمات بود. معیار ششم تشخیص، هدفگیری امنیت است.
۸. چرا دیماه؟
مجاهد شهید انقلاب فرمودند که فتنه در زمانی رخ داد که مسئولان «در حال طرّاحی یک بستهی اقتصادی برای کشور هستند» [۲۴]. این همزمانی، نشان میدهد که رویداد در بستری اقتصادی رخ داد و میتوانست به بحران اقتصادی گره بخورد.
در فرانسه نیز، اعتراض همزمان با «بررسی بودجهٔ ۲۰۲۷» و «اعتصاب بخش دولتی» بود. اما این همزمانی، به مذاکره و وعدهٔ بودجه انجامید و دولت «امکان برآورده کردن مطالبات» را اعلام کرد.
تفاوت در نتیجهٔ همزمانی، نشان میدهد که زمینهٔ اقتصادی در دو کشور یکسان بود، اما بازیگران متفاوت بودند. در ایران، فتنهگران از زمینهٔ اقتصادی برای ایجاد بحران استفاده کردند؛ در فرانسه، معترضان از همان زمینه برای مذاکره استفاده کردند. معیار هفتم تشخیص، نحوهٔ استفاده از زمینهٔ اقتصادی است.
۹. پروندهٔ مقایسه
در ایران: هستهٔ آموزشدیده، طراحی بیرونی، کشتهسازی سازمانیافته، هدف امنیتی و تخریب ساختار.
در فرانسه: بدنهٔ خودجوش، مطالبهٔ صنفی، تلفات حاشیهای، پاسخ مذاکرهای و اصلاح سیاست.
این پرونده، مبنای ششمعیاری بخش هفتم خواهد بود و نشان میدهد که تفاوت دو رویداد، نه در اصل مطالبه، بلکه در هفت معیار ساختاری است.
۱۰. نکات کلیدی
۱. یک مطالبه، دو سرنوشت؛ تفاوت در بازیگران است.
۲. هستهٔ آموزشدیده در ایران، بدنهٔ خودجوش در فرانسه.
۳. سپر انسانی در ایران، اعتراض علنی در فرانسه.
۴. هدف تخریب در ایران، هدف اصلاح در فرانسه.
۵. طراحی بیرونی در ایران، خودجوشی داخلی در فرانسه.
۶. کشتهسازی سازمانیافته در ایران، تلفات حاشیهای در فرانسه.
۷. امنیت هدف حمله در ایران، امنیت حاشیهای در فرانسه.
۸. همزمانی اقتصادی مشترک، نتیجهٔ متفاوت.
۹. هفت معیار ساختاری، مبنای جمعبندی بخش هفتم.
بخش دوم: هدف اعتراض در ایران و فرانسه؛ اصلاح یا تغییر ساختار
پرسش چالشی: اگر مطالبه در هر دو کشور آغاز شد، چرا یکی به اصلاح رسید و دیگری به تخریب ساختار؟
در بخش پیشین روشن شد که مطالبهٔ اولیه در هر دو کشور وجود داشت و حتی در ایران نیز درست خوانده شد. اما پرسش اصلی این بخش آن است که هدف نهایی این مطالبه چه بود. در فرانسه، خواستهها در چارچوب خدمات عمومی و بودجهٔ آموزشی تعریف شد و در همان چارچوب نیز پاسخ گرفت. در ایران، هدف از مطالبهٔ صنفی فراتر رفت و به مراکز مؤثر در ادارهٔ کشور رسید. تفاوت در هدف، تفاوت در ماهیت را میسازد و همین محور، مبنای مقایسه در این بخش است.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «این فتنه شبیه کودتا بود» [25]. این جمله، هدف رویداد ایران را از سطح اصلاح یک سیاست به سطح تخریب ساختار ارتقا میدهد و مبنای مقایسه با فرانسه را روشن میکند.
۱. مطالبهای که قابل مذاکره بود
در فرانسه، اعتراض از «شرایط نامناسب تحصیلی» و «کمبود معلم» آغاز شد و به مطالبهای روشن و قابل مذاکره تبدیل شد. دولت فرانسه با «دیدار با نمایندگان دانشآموزان» و «وعدهٔ استخدام ۳ هزار معلم» پاسخ داد و وزیر اقتصاد نیز اعلام کرد که «امکان برآورده کردن مطالبات» وجود دارد. مطالبه در چارچوب خدمات عمومی باقی ماند.
نکتهٔ مهم آن است که حتی خواستههای مالی و ساختاری در فرانسه، در قالب بودجه و برنامهٔ آموزشی تعریف شد. معترضان از «افزایش بودجه آموزشی»، «کاهش ساعات کلاس» و «نوسازی مدارس» سخن گفتند. هیچیک از این خواستهها، ساختار سیاسی را هدف نگرفت و همین، مسیر مذاکره را باز نگه داشت.
دولت فرانسه نیز با «جلسهٔ اضطراری» و «وعدهٔ استخدام معلم» نشان داد که مطالبه را در چارچوب اصلاحپذیری میبیند. بنابراین هدف اعتراض، اصلاح یک سیاست بود، نه تغییر ساختار. این ویژگی، اولین تفاوت ماهوی با رویداد ایران است.
۲. هدفی که قابل مذاکره نبود
در ایران، مطالبهٔ اولیه نیز وجود داشت و مجاهد شهید انقلاب آن را تأیید کردند. اما هدف نهایی رویداد، در سطح مطالبهٔ صنفی نماند. حمله به «پلیس»، «مراکز سپاه»، «مراکز دولتی» و «بانکها» نشان میدهد که هدف، تخریب مراکز مؤثر در ادارهٔ کشور بود، نه اصلاح یک سیاست.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در ادارهی کشور بود» [۲6]. این هدف، با مطالبهٔ صنفی قابل مذاکره سازگار نیست؛ زیرا مذاکره نیازمند طرف مذاکره است و کسی که مراکز ادارهٔ کشور را هدف میگیرد، در پی مذاکره نیست. بنابراین هدف، از سطح اصلاح به سطح تخریب ارتقا یافت.
همین هدفگیری، رویداد ایران را از چارچوب اعتراض خارج کرد. اعتراض مدنی معمولاً بر یک سیاست مشخص متمرکز میماند و با اصلاح همان سیاست پایان مییابد؛ اما وقتی هدف، تخریب مراکز مؤثر باشد، رویداد به اقدام براندازانه نزدیک میشود. این ویژگی، دومین تفاوت ماهوی است.
۳. مرز باریک اصلاح و براندازی
مرز میان اصلاح و براندازی، در هدف نهفته است، نه در شکل ظاهری. در فرانسه، شکل اعتراض گاه خشونتبار شد و حتی «سطلهای زباله به آتش کشیده شدند» و «یک ماشین آتشنشانی به آتش کشیده شد». اما هدف، همچنان اصلاح شرایط آموزشی بود و دولت نیز در همان چارچوب پاسخ داد.
در ایران، شکل ظاهری رویداد نیز اعتراض بود، اما هدف، تخریب مراکز مؤثر در ادارهٔ کشور بود. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند» [27]. حمله به مساجد و قرآن، هدفی معنوی و ساختاری را نشان میدهد که با اصلاح یک سیاست سازگار نیست.
بنابراین معیار تشخیص، نه میزان خشونت ظاهری، بلکه هدف نهایی است. در فرانسه، خشونت حاشیهای بود و هدف اصلاح؛ در ایران، خشونت سازمانیافته بود و هدف تخریب ساختار. همین مرز باریک، تفاوت ماهوی دو رویداد را میسازد و مبنای سومین معیار تشخیص است.
۴. دولت فرانسه چه داد؟
پاسخ دولت فرانسه، نشانهٔ دیگری بر اصلاحپذیری هدف است. دولت با «دیدار با نمایندگان دانشآموزان» وارد مذاکره شد و «وعدهٔ استخدام ۳ هزار معلم» داد. همچنین «یکی از برنامههای افزایش برخی هزینهها در دبیرستانهای فنی و حرفهای در سال ۲۰۲۷ را کنار گذاشت». این پاسخها نشان میدهد که نظام سیاسی فرانسه، مطالبه را در چارچوب خود پذیرفت.
در برابر، دولت فرانسه «۳۶ تحقیق داخلی» دربارهٔ سوءرفتار پلیس آغاز کرد. این اقدام نشان میدهد که حتی خشونت نیروی انتظامی نیز در چارچوب حقوقی بررسی شد. بنابراین نظام سیاسی فرانسه، هم مطالبه را پذیرفت و هم رفتار نیروی خود را بررسی کرد.
این پاسخ دوگانه، نشانهٔ یک نظام اصلاحپذیر است که مطالبه را در چارچوب خود جذب میکند. همین ویژگی، تفاوت ماهوی با رویداد ایران را روشن میکند؛ زیرا در ایران، هدف رویداد تخریب ساختار بود و پاسخ نظام نیز در سطح حفظ ساختار تعریف شد. بنابراین پاسخ دولت فرانسه، چهارمین معیار تشخیص است.
۵. نظام به فتنه چه پاسخ داد؟
پاسخ نظام به رویداد ایران، در سطح حفظ امنیت و ساختار تعریف شد. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «هدف دشمن بر هم زدن امنیّت کشور بود» [28]. بنابراین پاسخ نظام نیز در همان سطح، یعنی حفظ امنیت، تعریف شد و همین، ماهیت رویداد را روشنتر کرد.
در همین چارچوب، مجاهد شهید انقلاب فرمودند که «آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند» [29]. یعنی پاسخ نهایی به فتنه، نه فقط از سوی نهادهای رسمی، بلکه از سوی بدنهٔ مردمی بود که آتش فتنه را خاموش کرد.
این تفاوت نشان میدهد که در ایران، پاسخ به رویداد در سطح امنیتی و مردمی تعریف شد؛ در فرانسه، پاسخ در سطح مذاکره و اصلاح بودجه. همین تفاوت در سطح پاسخ، نشانهٔ تفاوت در سطح هدف است و پنجمین معیار تشخیص را میسازد.
۶. آزمون هدفشناسی
آزمون هدفشناسی، پرسش سادهای است: اگر مطالبه برآورده شود، رویداد پایان مییابد یا ادامه پیدا میکند؟ در فرانسه، با وعدهٔ استخدام معلم و بررسی بودجه، بخشی از مطالبه پاسخ گرفت و اعتراض در چارچوب مذاکره ادامه یافت. بنابراین هدف، قابل پایان بود.
در ایران، حتی با وجود تأیید درستی مطالبهٔ اولیه، رویداد به سمت حمله به مراکز انتظامی و دولتی رفت. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «این فتنه، اوّلین فتنهی پدیدآمدهی در تهران نبود، آخرینش هم نیست» [30]. این جمله نشان میدهد که هدف، فراتر از یک مطالبهٔ مشخص بود و به همین دلیل، با برآورده شدن یک مطالبه پایان نمییافت.
بنابراین آزمون هدفشناسی، ششمین معیار تشخیص است. در فرانسه، هدف قابل پایان بود و رویداد در چارچوب اصلاح ماند؛ در ایران، هدف فراتر از مطالبه بود و رویداد به سمت تخریب ساختار رفت. همین آزمون، تفاوت ماهوی دو رویداد را روشن میکند.
۷. پروندهٔ مقایسه
در ایران: هدف تخریب مراکز مؤثر در ادارهٔ کشور، حمله به مراکز انتظامی، نظامی، اقتصادی و دینی، و پاسخ در سطح حفظ امنیت.
در فرانسه: هدف اصلاح بودجه و شرایط آموزشی، پاسخ در سطح مذاکره و وعدهٔ استخدام، و بررسی داخلی رفتار پلیس.
این پرونده، مبنای جمعبندی بخش هفتم خواهد بود و نشان میدهد که تفاوت دو رویداد، نه در شکل ظاهری، بلکه در سطح هدف و سطح پاسخ است.
۸. نکات کلیدی
۱. هدف قابل مذاکره در فرانسه، هدف غیرقابل مذاکره در ایران.
۲. تخریب مراکز مؤثر در ایران، اصلاح سیاست در فرانسه.
۳. خشونت حاشیهای در فرانسه، خشونت سازمانیافته در ایران.
۴. پاسخ مذاکرهای در فرانسه، پاسخ امنیتی در ایران.
۵. آزمون هدفشناسی، ششمین معیار تفکیک است.
۶. پاسخ دوگانهٔ دولت فرانسه، نشانهٔ اصلاحپذیری نظام است.
۷. هدف فراتر از مطالبه در ایران، هدف در چارچوب مطالبه در فرانسه.
بخش سوم: بازیگران ایران و فرانسه؛ مطالبهگر یا مأمور
پرسش چالشی: اگر در هر دو کشور مردم به خیابان آمدند، چه کسی مسیر خیابان را تعیین کرد؟در بخش پیشین روشن شد که هدف رویداد ایران تخریب ساختار بود و هدف رویداد فرانسه اصلاح سیاست. پرسش این بخش آن است که چه بازیگرانی این مسیر را تعیین کردند. در فرانسه، بدنهٔ دانشآموزی و اتحادیههای صنفی صاحب مطالبه بودند و مسیر را در چارچوب مذاکره نگه داشتند. در ایران، هستهای آموزشدیده و مأمور، مسیر مطالبهٔ درست بازاریان را به سمت حمله به مراکز انتظامی و دولتی برد. تفاوت در بازیگران، تفاوت در سرنوشت رویداد را میسازد.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «یک جور آدمهای سردسته، یک جور هم پیادهنظام» [31]. این جمله، ساختار دوگانهٔ بازیگران رویداد ایران را روشن میکند و مبنای مقایسه با فرانسه است.
۱. دانشآموز فرانسوی، سردستهٔ ایرانی
در فرانسه، بدنهٔ اصلی اعتراض را «دانشآموزان دبیرستانی و دانشجویان» تشکیل میدادند و گزارشها از «خودجوشی» و «مدرسهبهمدرسه» بودن جنبش سخن میگویند. مطالبهٔ آنان «شلوغی کلاسها»، «کمبود معلم» و «ساختمانهای فرسوده» بود. هیچ گزارشی از هستهٔ آموزشدیدهٔ پولگرفته وجود ندارد.
در ایران، مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «آن سردستهها آموزشدیده بودند؛ پول گرفته بودند» [32] و «بهشان یاد داده بودند چه جوری حرکت کنید، چه جوری حمله کنید» [33]. این توصیف، هستهای مأمور و سازمانیافته را نشان میدهد که مأموریت مشخصی داشت و بدنهٔ هیجانی را پشت خود حرکت میداد.
تفاوت در جنس بازیگر، تفاوت در جنس رویداد را میسازد. در فرانسه، بازیگر اصلی، صاحب مطالبه بود و مسیر را مدیریت کرد؛ در ایران، بازیگر اصلی، مأمور بود و مسیر مطالبه را منحرف کرد. این نخستین معیار تفکیک بازیگران است.
۲. اتحادیه یا شبکه؟
در فرانسه، «اتحادیههای صنفی» و «اتحادیههای معلمان» به اعتراض پیوستند و «نمایندگان دانشجویان» با دولت دیدار کردند. این ساختار، مطالبه را در چارچوب نهادی و قابل مذاکره نگه داشت. حتی اتهام دولت به حزب چپ نیز به «بسیج سیاسی» محدود ماند، نه آموزش نظامی.
در ایران، مجاهد شهید انقلاب فرمودند که سردستهها «با خارج تماس داشتند» [34] و «از خارج دستور داده میشد» [35]. یعنی ساختار هدایت، نهادی و داخلی نبود؛ شبکهای و بیرونی بود. این تفاوت، جنس سازماندهی را در دو کشور جدا میکند.
تفاوت در ساختار سازماندهی، دومین معیار تفکیک است. در فرانسه، سازماندهی نهادی و علنی بود؛ در ایران، سازماندهی شبکهای و پنهان. معیار تشخیص نیز همین است: هرگاه هدایت رویداد از چارچوب نهادی خارج شود، ماهیت آن از اعتراض مدنی جدا میشود.
۳. نقش حزب و نقش ماهواره
در فرانسه، نقش احزاب به «بسیج سیاسی» محدود ماند و دولت نیز آن را به عنوان یک عامل داخلی معرفی کرد، نه عامل خارجی. حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» اتهام را رد کرد و بر حق اعتراض تأکید کرد. بنابراین بازیگر حزبی، در چارچوب سیاسی داخلی تعریف شد.
در ایران، مجاهد شهید انقلاب فرمودند که سردستهها «با استفادهی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطّلاعاتی به دست میآوردند» [36]. این جمله، ابزار هدایت را از چارچوب سیاسی داخلی خارج و به ابزار ارتباطی بیرونی گره میزند. همچنین فرمودند: «سازمان سیای آمریکا و سازمان موسادِ رژیم صهیون، همهی امکانات خودشان را به صحنه آوردند» [37].
تفاوت در ابزار هدایت، سومین معیار تفکیک است. در فرانسه، ابزار هدایت، حزب و اتحادیهٔ داخلی بود؛ در ایران، ابزار هدایت، ماهواره و شبکهٔ ارتباطی بیرونی. معیار تشخیص، منبع هدایت است.
۴. خودجوشی یا سازماندهی
در فرانسه، گزارشها بر «خودجوشی» جنبش تأکید میکنند و نقش اصلی گسترش را «شبکههای اجتماعی» میدانند. یعنی ابزار گسترش، عمومی و در دسترس همه بود و هیچ هستهٔ مأمور مستقلی گزارش نشد. حتی «فاصله گرفتن نمایندگان دانشجویان از خشونت» نشانهٔ مدیریت خودجوش بدنه بود.
در ایران، مجاهد شهید انقلاب فرمودند که «نقشه و طرّاحی این فتنه در خارج اتّفاق افتاده بود» [38]. همچنین فرمودند: «یک عدّه داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند» [39]. این جمله، تفکیک میان عامل داخلی و طراح بیرونی را روشن میکند.
تفاوت در منشأ طراحی، چهارمین معیار تفکیک است. در فرانسه، طراحی درونزا و خودجوش بود؛ در ایران، طراحی بیرونی و سازمانیافته. معیار تشخیص، منشأ طراحی است، نه صرف حضور جمعیت.
۵. مردم؛ تماشاگر یا بازیگر؟
در فرانسه، مردم در قالب «افکار عمومی» و «رسانههای اجتماعی» در رویداد حاضر بودند، اما نقش تعیینکنندهٔ آنان در پایان دادن به رویداد گزارش نشد. دولت با مذاکره و وعدهٔ بودجه، مسیر را مدیریت کرد و اعتراض در چارچوب نهادی ادامه یافت.
در ایران، مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند» [40]. سپس فرمودند: «روز بیستودوّم دی، میلیونی بیرون آمدند» [41]. یعنی مردم نه تماشاگر، بلکه بازیگر تعیینکنندهٔ پایان رویداد بودند.
تفاوت در نقش مردم، پنجمین معیار تفکیک است. در فرانسه، مردم بدنهٔ معترض بودند و دولت مسیر را مدیریت کرد؛ در ایران، مردم هم بدنهٔ معترض اولیه بودند و هم عامل خاموشکردن فتنه. معیار تشخیص، نقش مردمی است که در صحنه حاضر شدند.
۶. پروندهٔ بازیگران
در ایران: هستهٔ آموزشدیده، هدایت بیرونی، ابزار ماهوارهای، طراحی خارجی و نقش تعیینکنندهٔ مردم در پایان رویداد.
در فرانسه: بدنهٔ دانشآموزی، سازماندهی نهادی، ابزار حزبی داخلی، طراحی خودجوش و مدیریت دولتی مسیر مذاکره.
این پرونده، مبنای جمعبندی بخش هفتم است و نشان میدهد که تفاوت دو رویداد، نه در حضور مردم، بلکه در جنس بازیگران و منبع هدایت است.
۷. نکات کلیدی
۱. بدنهٔ خودجوش در فرانسه، هستهٔ مأمور در ایران.
۲. سازماندهی نهادی در فرانسه، سازماندهی شبکهای در ایران.
۳. ابزار حزبی داخلی در فرانسه، ابزار ماهوارهای بیرونی در ایران.
۴. طراحی خودجوش در فرانسه، طراحی خارجی در ایران.
۵. نقش تعیینکنندهٔ مردم در پایان رویداد ایران.
۶. منبع هدایت، معیار اصلی تفکیک بازیگران است.
بخش چهارم: خشونت در ایران و فرانسه؛ از کشتهسازی تا آسیب به اموال
پرسش چالشی: چرا در یک کشور، خشونت به کشتهسازی سازمانیافته رسید و در کشور دیگر به آسیب به اموال محدود ماند؟در بخش پیشین روشن شد که بازیگران رویداد ایران، هستهای مأمور و آموزشدیده بودند و بازیگران رویداد فرانسه، بدنهای خودجوش و صنفی. پرسش این بخش آن است که این تفاوت در بازیگران، چه تفاوتی در الگوی خشونت ایجاد کرد. در فرانسه، خشونت به «آتش زدن سطل زباله»، «آسیب به ساختمان مدارس» و «حمله به پرسنل اورژانس» محدود ماند. در ایران، خشونت به «آتش زدن انسان زنده»، «سر بریدن» و «حملهٔ مسلحانه به مراکز نظامی» رسید. تفاوت در الگوی خشونت، تفاوت در ماهیت رویداد را آشکار میکند.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «یکی دیگر از خصوصیّات این فتنه، خشونت بود؛ مثل داعش» [۴۲]. این جمله، سطح خشونت رویداد ایران را روشن میکند و مبنای مقایسه با فرانسه است.
۱. آتش بر مدرسه، آتش بر مسجد
در فرانسه، خشونتها عمدتاً علیه اموال عمومی بود: «سطلهای زباله به آتش کشیده شدند»، «ساختمانهای مدارس آسیب دیدند» و «یک ماشین آتشنشانی در مارسی به آتش کشیده شد». در یک مورد نیز «۲۴ مدرسه به آتش کشیده یا تخریب شد». اما هیچ گزارشی از حمله به مسجد یا مرکز دینی وجود ندارد.
در ایران، خشونت علیه اموال عمومی با حمله به اماکن دینی همراه شد. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند» [۴۳]. آمار رسمی نیز از تخریب «۳۵۰ مسجد»، «۲ کلیسای ارامنه» و «امامزاده سبزقبا در دزفول» سخن میگوید.
تفاوت در جنس هدف خشونت، نخستین معیار تفکیک است. در فرانسه، خشونت علیه اموال خدماتی بود و در چارچوب اعتراض صنفی میگنجید؛ در ایران، خشونت علیه اماکن دینی بود و بُعد ساختاری و معنوی داشت. معیار تشخیص، جنس هدف خشونت است.
۲. دستی که قطع شد، سری که بریده شد
در فرانسه، تلفات انسانی از سلاحهای پلیس بود: «یک نوجوان ۱۵ ساله دست خود را از دست داد»، «یک نوجوان ۱۴ ساله دچار شکستگی فک شد» و «یک نوجوان ۱۶ ساله دچار آسیب شدید چشمی شد». منشأ این تلفات، رفتار نیروی انتظامی بود و دولت نیز «۳۶ تحقیق داخلی» آغاز کرد.
در ایران، تلفات از کشتهسازی سازمانیافته بود. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «اینها هم مثل داعش آدمها را آتش زدند» [۴۴] و «آتش زدند، خراب کردند، سرها را بریدند» [۴۵]. آمار رسمی از «۳۱۱۷ نفر» کشته سخن میگوید که «۲۴۲۷ نفر» آنان شهروندان و نیروهای نظامی و امنیتی بودند.
تفاوت در منشأ تلفات، دومین معیار تفکیک است. در فرانسه، تلفات پیامد حاشیهای رفتار پلیس بود؛ در ایران، تلفات مأموریت سازمانیافتهٔ کشتهسازی بود. معیار تشخیص، هدفمندی تولید تلفات است.
۳. با پلیس چه کردند؟
در فرانسه، درگیری با پلیس رخ داد و «۷۶۱ مأمور پلیس» در یک بازه و «۳۰۵ افسر پلیس و ژاندارم» در بازهای دیگر مجروح شدند. اما هیچ گزارشی از «کشته شدن پلیس» یا «آتش زدن پلیس» وجود ندارد. کوچکترین تعرض به مأمور پلیس با واکنش قاطع روبهرو شد.
در ایران، آسیب زدن به پلیس و نیروهای امدادی رخ داد. مجاهد شهید انقلاب فرمودند که سردستهها «به مراکز نظامی و انتظامی حملهی مسلّحانه میکردند» [۴۶]. گزارشها نیز از «زنده زنده سوزاندن نیروهای امنیتی» و «سر بریدن پلیس» سخن میگویند.
تفاوت در رفتار با پلیس، سومین معیار تفکیک است. در فرانسه، پلیس هدف آسیب جسمی گسترده نبود؛ در ایران، پلیس هدف حملهٔ مسلحانه و کشتار بود. معیار تشخیص، سطح تعرض به نیروی انتظامی است.
۴. سلاح خیابانی در دو کشور
در فرانسه، ابزار خشونت «سطل زباله»، «سنگ»، «نارنجک صوتی پلیس» و «گاز اشکآور» بود. معترضان «سلاح گرم نداشتند» و «پلیس هدف تیراندازی قرار نگرفت». خشونت، خیابانی و ابزاری بود، نه مسلحانه.
در ایران، ابزار خشونت «سلاح شخصی پیشرفته»، «سلاح کمری»، «تفنگ»، «نارنجک» و «کوکتل مولوتف» بود. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «با سلاح شخصی پیشرفته حمله میکردند» [۴۷]. همچنین گزارشها از «حمله به زاغههای مهمات» و «تلاش برای مسلح شدن» سخن میگویند.
تفاوت در ابزار خشونت، چهارمین معیار تفکیک است. در فرانسه، خشونت ابزاری و خیابانی بود؛ در ایران، خشونت مسلحانه و سازمانیافته. معیار تشخیص، جنس ابزار است.
۵. عدد تلفات، جنگ روایتها
در فرانسه، آمار تلفات شفاف و محدود بود: «۱۹۰ دانشآموز مجروح»، «یک نوجوان ۱۵ ساله بدون دست» و «یک نوجوان ۱۴ ساله با فک شکسته». دولت خود آمار را اعلام و «تحقیقات داخلی» را آغاز کرد. هیچ گزارشی از کشتهشدن معترضان منتشر نشد.
در ایران، آمار تلفات گسترده بود و «شورای عالی امنیت ملی» آن را اعلام کرد: «۳۱۱۷ نفر» کشته که «۲۴۲۷ نفر» آنان شهروندان و نیروهای نظامی و امنیتی بودند. مجاهد شهید انقلاب فرمودند که دشمن «تعداد کشتهها را ده برابر و بیشتر از ده برابر معرّفی میکنند» [۴۸].
تفاوت در آمار تلفات، پنجمین معیار تفکیک است. در فرانسه، تلفات محدود و شفاف بود؛ در ایران، تلفات گسترده و مورد جنگ روایتها. معیار تشخیص، مقیاس و شفافیت آمار است.
۶. خشونت با هدف یا خشونت در حاشیه
در فرانسه، خشونت حاشیهای بود و بدنهٔ معترضان از آن «فاصله گرفتند». نمایندگان دانشجویان «خشونت را محکوم کردند» اما بر ادامهٔ اعتراض مسالمتآمیز اصرار کردند. یعنی خشونت، هدف رویداد نبود، بلکه در حاشیهٔ آن رخ داد.
در ایران، خشونت هدف رویداد بود. مجاهد شهید انقلاب فرمودند که سردستهها «موظّف بودند کشتهسازی کنند» [۴۹]. حتی «پیادهنظام خودی را از پشت سر میزدند» [۵۰] تا «عدد کشتهها برود بالا» [۵۱]. یعنی خشونت، مأموریت سازمانیافته بود، نه پیامد حاشیهای.
تفاوت در جایگاه خشونت، ششمین معیار تفکیک است. در فرانسه، خشونت در حاشیه بود؛ در ایران، خشونت در متن. معیار تشخیص، هدفمندی خشونت است.
۷. پروندهٔ خشونت
در ایران: خشونت مسلحانه، هدفگیری اماکن دینی، کشتهسازی سازمانیافته، حمله به پلیس و آمار گسترده.
در فرانسه: خشونت ابزاری، آسیب به اموال خدماتی، تلفات حاشیهای از سلاح پلیس و آمار محدود و شفاف.
این پرونده، مبنای جمعبندی بخش هفتم است و نشان میدهد که تفاوت دو رویداد، نه در وجود خشونت، بلکه در جنس، هدف و منشأ آن است.
۸. نکات کلیدی
۱. خشونت علیه اموال خدماتی در فرانسه، خشونت علیه اماکن دینی در ایران.
۲. تلفات حاشیهای از سلاح پلیس در فرانسه، کشتهسازی سازمانیافته در ایران.
۳. آسیب محدود به پلیس در فرانسه، حملهٔ مسلحانه به پلیس در ایران.
۴. ابزار خیابانی در فرانسه، سلاح پیشرفته در ایران.
۵. آمار محدود و شفاف در فرانسه، آمار گسترده و مورد جنگ روایت در ایران.
۶. خشونت حاشیهای در فرانسه، خشونت هدفمند در ایران.
بخش پنجم: رسانه در ایران و فرانسه؛ روایت یا وارونهسازی
پرسش چالشی: چرا یک رویداد در پاریس «ناآرامی شهری» نام میگیرد و همان رویداد در تهران «سرکوب» خوانده میشود؟در بخش پیشین روشن شد که خشونت در دو کشور از نظر جنس، هدف و منشأ متفاوت بود. پرسش این بخش آن است که چرا این تفاوت در روایت رسانهای بازتاب نمییابد و برعکس، دو رویداد متفاوت با یک معیار سنجیده میشوند. رسانههای غربی، خشونت پلیس فرانسه را «حفظ نظم عمومی» میخوانند، اما همان رفتار را در ایران «سرکوب» مینامند. این تفاوت در واژگان، نشانهٔ تفاوت در معیار است، نه تفاوت در واقعیت.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «آنچه واضح میکند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیسجمهور ایالات متّحده است» [۵۲]. این جمله، نقش رسانه و مقام رسمی بیرونی را در روایتسازی رویداد ایران روشن میکند و مبنای مقایسه با فرانسه است.
۱. نگرانی برای پاریس، آتشبیاری در تهران
رسانههای غربی، هنگام اعتراض در فرانسه، زبان «نگرانی» و «راهحل» را به کار میبرند. گزارشها بر «خشونت پلیس» و «لزوم کاهش تنش» تأکید میکنند و سازمانهایی مانند عفو بینالملل «استفادهٔ نامتناسب از زور» را محکوم میکنند. هدف این روایت، مدیریت بحران است، نه شعلهور کردن آن.
در ایران، همان رسانهها زبان دیگری دارند. گزارشها بر «سرکوب» و «نقض حقوق بشر» تأکید میکنند و «فراخوان تجمع» منتشر میکنند. رسانههایی مانند بیبیسی فارسی و ایراناینترنشنال «فراتر از گزارشگری عمل میکنند» و «روایت واحدی از اوضاع میسازند».
تفاوت در زبان رسانهای، نخستین معیار تفکیک است. در فرانسه، رسانه «مدیر بحران» است؛ در ایران، رسانه «آتشبیار معرکه». معیار تشخیص، نقش رسانه در رویداد است.
۲. واژهها چگونه عوض میشوند؟
در فرانسه، باتوم پلیس «شیء سخت دفاعی پلیس» نام میگیرد و بازداشت گستردهٔ دانشآموزان «حفظ نظم عمومی» خوانده میشود. حتی وقتی «۷۶۱ مأمور پلیس» مجروح میشوند، رسانهها بر «زخمیهای پلیس» زیرنویس میزنند.
در ایران، همان ابزارها با واژگان دیگری توصیف میشوند. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «میخواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند» [۵۳]. رسانههای بیرونی نیز همین هدف را با واژگان «اعتراض مردمی» و «سرکوب» دنبال کردند.
تفاوت در واژگان، دومین معیار تفکیک است. یک رفتار واحد، در یک کشور «حفظ نظم» و در کشور دیگر «سرکوب» نام میگیرد. معیار تشخیص، تناقض در واژگان است.
۳. استاندارد دوگانه در عمل
در فرانسه، دولت «۳۶ تحقیق داخلی» دربارهٔ سوءرفتار پلیس آغاز کرد و «استفاده از نارنجک صوتی» را ممنوع کرد. این اقدامات در رسانههای غربی «پاسخگویی» خوانده شد. یعنی رفتار پلیس، موضوع بررسی داخلی شد، نه محکومیت بینالمللی.
در ایران، همان رسانهها «نیروهای امنیتی و انتظامی را برای ایجاد و حفظ نظم، به بهانه مسائل حقوق بشری تحت فشار قرار میدهند». حتی وقتی پلیس «با حداکثر مماشات برخورد میکند» و «شهید میدهد»، همان رسانهها آن را «سرکوب» میخوانند.
تفاوت در معیار، سومین معیار تفکیک است. رفتار یکسان، در یک کشور «پاسخگویی» و در کشور دیگر «سرکوب» نام میگیرد. معیار تشخیص، دوگانگی در داوری است.
۴. شبکههای اجتماعی؛ ابزار یا سلاح
در فرانسه، شبکههای اجتماعی «نقش مهمی در گسترش» اعتراض داشتند، اما «آموزش ساخت بمب دستی و کوکتل مولوتف» در آنها منتشر نشد. حاکمیت بر پلتفرمها «با یلهگی و رهایی همراه نیست» و رسانهها «از آموزش خشونت» پرهیز کردند.
در ایران، شبکههای اجتماعی به ابزار هدایت عملیاتی تبدیل شدند. مجاهد شهید انقلاب فرمودند که سردستهها «با استفادهی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطّلاعاتی به دست میآوردند» [۵۴]. همچنین «کانالهای تلگرامی» فهرست «مراکز نظامی و اسلحهخانهها» را منتشر کردند و «از مردم دعوت به حمله کردند».
تفاوت در کارکرد شبکههای اجتماعی، چهارمین معیار تفکیک است. در فرانسه، ابزار گسترش مطالبه؛ در ایران، ابزار هدایت عملیات. معیار تشخیص، محتوای منتشرشده است.
۵. افکار عمومی و مهندسی خشم
در فرانسه، افکار عمومی از طریق «رسانههای متکثر ملی و بینالمللی» شکل گرفت و روایتها از منابع گوناگون آمد. هیچ «مجموعهای از رسانهها» با «هدف اصلی براندازی» وجود نداشت. روایت، متکثر و رقابتی بود.
در ایران، رسانههای بیرونی «روایت واحدی از اوضاع میسازند» و «گاه خبر جعلی و تأییدنشده را با سرعت منتشر میکنند». مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «دشمن... تعداد کشتهها را ده برابر و بیشتر از ده برابر معرّفی میکنند» [۵۵]. یعنی روایت، مهندسیشده و یکسویه بود.
تفاوت در ساختار روایت، پنجمین معیار تفکیک است. در فرانسه، روایت متکثر؛ در ایران، روایت مهندسیشده. معیار تشخیص، تنوع منابع روایت است.
۶. رسانه؛ آینه یا ذرهبین
رسانهٔ منصف، آینهٔ واقعیت است؛ رسانهٔ جهتدار، ذرهبین است که بخشی را بزرگ و بخشی را کوچک میکند. در فرانسه، رسانهها خشونت پلیس را بزرگ کردند و خشونت معترضان را کوچک. در ایران، برعکس عمل کردند: خشونت فتنهگران را کوچک و پاسخ نیروی انتظامی را بزرگ کردند.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «آنچه واضح میکند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیسجمهور ایالات متّحده است» [۵۶]. یعنی حتی مقام رسمی بیرونی نیز در روایتسازی نقش داشت و «خطاب به این اغتشاشگرها میگفت «مردم ایران»» [۵۷].
تفاوت در جهتگیری رسانه، ششمین معیار تفکیک است. رسانهٔ آینه، واقعیت را کامل نشان میدهد؛ رسانهٔ ذرهبین، بخشی را برجسته میکند. معیار تشخیص، جهتگیری رسانه است.
۷. پروندهٔ رسانه
در ایران: روایت یکسویه، انتشار خبر جعلی، فراخوان تجمع، آموزش خشونت و همراهی مقام رسمی بیرونی.
در فرانسه: روایت متکثر، پرهیز از آموزش خشونت، تمرکز بر خشونت پلیس و مدیریت بحران.
این پرونده، مبنای جمعبندی بخش هفتم است و نشان میدهد که تفاوت دو رویداد، نه فقط در واقعیت خیابان، بلکه در روایت رسانهای آن است.
۸. نکات کلیدی
۱. زبان «نگرانی» در فرانسه، زبان «سرکوب» در ایران.
۲. باتوم پلیس «شیء دفاعی» در فرانسه، «سرکوب» در ایران.
۳. «پاسخگویی» پلیس فرانسه، «سرکوب» پلیس ایران.
۴. شبکههای اجتماعی ابزار مطالبه در فرانسه، ابزار عملیات در ایران.
۵. روایت متکثر در فرانسه، روایت مهندسیشده در ایران.
۶. رسانهٔ آینه در فرانسه، رسانهٔ ذرهبین در ایران.
بخش ششم: پلیس در ایران و فرانسه؛ مردمی یا دولتی
پرسش چالشی: چرا پلیس فرانسه «مردمی» خوانده میشود، اما پلیس و بسیج ایران «دولتی حکومتی» معرفی میشوند؟در بخش پیشین روشن شد که رسانهها با معیار دوگانه، یک رفتار واحد را در دو کشور متفاوت روایت میکنند. پرسش این بخش آن است که این دوگانگی چگونه در توصیف جایگاه نهاد انتظامی تکرار میشود. پلیس فرانسه در رسانههای غربی «نیروی مردمی» خوانده میشود، اما پلیس و بسیج ایران «نیروی دولتی» معرفی میشوند. این توصیف، در حالی است که رفتار معترضان با پلیس در دو کشور کاملاً متفاوت بود.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند» [۵۸]. این جمله، جایگاه نهاد انتظامی در رویداد ایران را روشن میکند و مبنای مقایسه با فرانسه است.
۱. پلیس مردمی، پلیس دولتی
در فرانسه، پلیس «نیروی مردمی» خوانده میشود و رسانهها بر «خویشتنداری» آن تأکید میکنند. دولت نیز «از اقدامات پلیس دفاع میکند» و آن را «متناسب در تقریباً همه موارد» میخواند. یعنی پلیس، بخشی از جامعه معرفی میشود، نه ابزار دولت.
در ایران، برچسب «دولتی» از سوی منافقان، آمریکا، رژیم صهیونیستی و رسانههایشان ساخته شده و برخی سازشگران داخلی و خارجی نیز آن را تکرار میکنند. اما در حقیقت، پلیس، سپاه، ارتش و بسیج، نیروی مردمی و ارزشیاند.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند که «نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و تعداد زیادی جوان که نه جزو بسیج بودند، نه جزو سپاه بودند، در مقابل اینها قرار گرفتند» [۵۹]. یعنی این نهادها در کنار مردم عادی قرار گرفتند، نه در برابر آنان.
تفاوت در توصیف جایگاه، نخستین معیار تفکیک است. در فرانسه، پلیس «مردمی» خوانده میشود؛ در ایران، «دولتی». معیار تشخیص، نسبت نهاد انتظامی با مردم است.
۲. اجازهٔ نزدیک شدن به پلیس
در فرانسه، «کوچکترین تعرض به مأمور پلیس با واکنش قاطع روبهرو میشود» و «کسی جرئت نزدیک شدن به پلیس را ندارد». حتی «ویدئویی که نشان میدهد یک افسر پلیس به زمین پرتاب شده و مورد ضرب و شتم قرار میگیرد» جنجال به پا کرد و «نمایندگان دانشجویان از خشونت فاصله گرفتند».
در ایران، آسیب زدن به پلیس رخ داد. مجاهد شهید انقلاب فرمودند که سردستهها «به مراکز نظامی و انتظامی حملهی مسلّحانه میکردند» [۶۰]. همچنین «بعضی با دست خالی با اینها برخورد کردند، بعضی هم شهید شدند» [۶۱]. یعنی پلیس هدف حمله بود، نه عامل بازدارنده.
تفاوت در رفتار با پلیس، دومین معیار تفکیک است. در فرانسه، پلیس از تعرض مصون بود؛ در ایران، پلیس هدف حمله و شهادت بود. معیار تشخیص، سطح تعرض به پلیس است.
۳. دولت پشت پلیس یا پلیس پشت دولت
در فرانسه، دولت آشکارا از پلیس دفاع کرد. وزیر کشور اعلام کرد: «نیروهای امنیتی جمهوری جوانان را سرکوب نمیکنند» و «با عزم راسخ برای پایان دادن به اعمال خشونتآمیزی که توسط آشوبگران انجام میشود، مداخله میکنند». یعنی دولت، پلیس را در برابر اتهام محافظت کرد.
در ایران، دولت نیز از این نهادها حمایت میکند، اما حمایت اصلی از سوی رهبری و مردم است. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند» [۶۲]. در ادامه فرمودند: «آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند» [۶۳]. امروز دولت و ملت در رکاب رهبریاند و اختلاف سلیقهها هرگز این اتحاد را نمیشکند.
تفاوت در جایگاه دولت و مردم، سومین معیار تفکیک است. در فرانسه، دولت پشت پلیس ایستاد؛ در ایران، مردم در کنار پلیس و بسیج قرار گرفتند. معیار تشخیص، منبع حمایت از نهاد انتظامی است.
۴. بسیج؛ مردم یا نهاد
در فرانسه، نهاد معادل بسیج وجود ندارد و «اتحادیههای صنفی» و «احزاب» نقش سازماندهی را بر عهده دارند. این نهادها، بخشی از جامعهٔ مدنیاند و در چارچوب سیاسی داخلی فعالیت میکنند.
در ایران، بسیج نهادی مردمی است که در تمام مشکلات کشور در خط مقدم ایستاده و در کنار پلیس و سپاه قرار گرفت. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «تعداد زیادی جوان که نه جزو بسیج بودند، نه جزو سپاه بودند، در مقابل اینها قرار گرفتند» [۶۴]. یعنی بسیج، بخشی از مردم بود که با مردم عادی در یک صف قرار گرفت.
تفاوت در جنس نهاد، چهارمین معیار تفکیک است. در فرانسه، سازماندهی از سوی اتحادیه و حزب؛ در ایران، سازماندهی از سوی بسیج و مردم. معیار تشخیص، جنس نهاد سازماندهنده است.
۵. حمایت یا تحقیر
در فرانسه، پلیس از حمایت رسمی برخوردار بود، اما «گروههای حقوق بشری» آن را به «استفادهٔ نامتناسب از زور» متهم کردند. با این حال، دولت از پلیس دفاع کرد و «تحقیقات داخلی» را در چارچوب حقوقی پیش برد. یعنی پلیس، هم حمایت دید و هم پاسخگو بود.
در ایران، حمایت اصلی از سوی مردم و رهبری است. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند» [۶۵]. همچنین فرمودند که این نیروها «حقّ حیات به گردن ماها، به گردن همهی مردم دارند» [۶۶]. یعنی حمایت، مردمی و رهبری است، نه فقط دولتی.
تفاوت در منبع حمایت، پنجمین معیار تفکیک است. در فرانسه، حمایت رسمی و دولتی؛ در ایران، حمایت مردمی و رهبری. معیار تشخیص، منبع مشروعیت نهاد انتظامی است.
۶. معیار سنجش جایگاه
معیار سنجش جایگاه پلیس، نه نام آن، بلکه رفتار مردم با آن است. در فرانسه، پلیس «مردمی» خوانده میشود، اما «کسی جرئت نزدیک شدن به آن را ندارد». در ایران، پلیس «دولتی» خوانده میشود، اما «مردم در کنار آن قرار گرفتند» و «بعضی با دست خالی با اینها برخورد کردند» [۶۷].
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «اگر بچّهی ما میتواند در خیابان به مدرسه برود، به خاطر امنیّت است» [69]. این جمله، جایگاه واقعی پلیس را نشان میدهد: نهادی که امنیت را حفظ میکند و مردم نیز در کنار آن میایستند.
تفاوت در معیار سنجش، ششمین معیار تفکیک است. جایگاه پلیس را نه برچسب آن، بلکه رفتار مردم با آن تعیین میکند. معیار تشخیص، نسبت مردم با پلیس در صحنه است.
۷. پروندهٔ پلیس
در ایران: پلیس، سپاه، ارتش و بسیج، نیروی مردمی و ارزشی در کنار مردم، هدف حملهٔ مسلحانه، حمایت مردمی و رهبری و نقش تعیینکنندهٔ مردم در پایان رویداد.
در فرانسه: پلیس «مردمی» در روایت رسمی، مصون از تعرض، حمایت دولتی و پاسخگویی در چارچوب حقوقی.
این پرونده، مبنای جمعبندی بخش هفتم است و نشان میدهد که تفاوت دو رویداد، نه در نام پلیس، بلکه در نسبت آن با مردم است.
۸. نکات کلیدی
۱. برچسب «دولتی» و حکومتی ساختهٔ منافقان، آمریکا، رژیم صهیونیستی و رسانههایشان است.
۲. پلیس، سپاه، ارتش و بسیج در حقیقت نیروی مردمی و ارزشیاند.
۳. پلیس مصون از تعرض در فرانسه، پلیس هدف حمله در ایران.
۴. حمایت دولتی در فرانسه، حمایت مردمی و رهبری در ایران.
۵. بسیج در تمام مشکلات کشور در خط مقدم ایستاده است.
۶. امروز دولت و ملت در رکاب رهبریاند و اختلاف سلیقهها این اتحاد را نمیشکند.
بخش هفتم: اعتراض یا کودتا؛ جمعبندی تطبیقی ایران و فرانسه
پرسش چالشی: با شش معیار گذشته، کدام رویداد «اعتراض» است و کدام «کودتا»؟در شش بخش گذشته، رویداد ایران و فرانسه از شش زاویه بررسی شد: ماهیت، هدف، بازیگران، خشونت، رسانه و جایگاه پلیس. اکنون زمان آن است که این شش زاویه در یک چارچوب واحد جمع شود و پاسخ نهایی به پرسش اصلی مقاله داده شود. پرسش اصلی این بود که چرا یک مطالبهٔ مشترک، در یک کشور به مذاکره و در کشور دیگر به کودتا رسید. پاسخ در تفاوت شش معیار ساختاری نهفته است.
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد» [7۰]. این جمله، مبنای جمعبندی نهایی است و در ادامه با شش معیار تطبیق داده میشود.
۱. شش معیار تفکیک
معیار نخست، ماهیت بازیگران است. در ایران، هستهٔ آموزشدیده و مأمور وجود داشت؛ در فرانسه، بدنهٔ خودجوش و صنفی. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «یک جور آدمهای سردسته، یک جور هم پیادهنظام» [7۱]. یعنی هستهٔ مرکزی، مأموریت سازمانیافته داشت.
معیار دوم، هدف رویداد است. در ایران، هدف تخریب مراکز مؤثر در ادارهٔ کشور بود؛ در فرانسه، هدف اصلاح بودجه و شرایط آموزشی. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در ادارهی کشور بود» [7۲]. یعنی هدف، از سطح اصلاح فراتر رفت.
معیار سوم، منبع هدایت است. در ایران، طراحی بیرونی و دستور خارجی وجود داشت؛ در فرانسه، طراحی خودجوش و داخلی. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «نقشه و طرّاحی این فتنه در خارج اتّفاق افتاده بود» [7۳]. یعنی منبع هدایت، بیرونی بود.
معیار چهارم، جنس خشونت است. در ایران، خشونت مسلحانه و کشتهسازی سازمانیافته بود؛ در فرانسه، خشونت ابزاری و حاشیهای. مجاهد شهید انقلاب فرمودند که سردستهها «موظّف بودند کشتهسازی کنند» [7۴]. یعنی خشونت، مأموریت سازمانیافته بود.
معیار پنجم، نقش رسانه است. در ایران، روایت یکسویه و مهندسیشده بود؛ در فرانسه، روایت متکثر و رقابتی. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «دشمن... تعداد کشتهها را ده برابر و بیشتر از ده برابر معرّفی میکنند» [7۵]. یعنی روایت، جهتدار بود.
معیار ششم، نسبت پلیس با مردم است. در ایران، پلیس و بسیج در کنار مردم و هدف حمله بودند؛ در فرانسه، پلیس مصون از تعرض و حمایتشدهٔ دولتی بود. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و تعداد زیادی جوان... در مقابل اینها قرار گرفتند» [7۶]. یعنی نهاد انتظامی، در صف مردم بود.
۲. فرانسه در ترازوی معیارها
در ترازوی معیار نخست، فرانسه بدنهٔ خودجوش داشت و هستهٔ مأمور در آن گزارش نشد. در ترازوی معیار دوم، هدف اصلاح بودجه و شرایط آموزشی بود، نه تخریب ساختار. در ترازوی معیار سوم، طراحی درونزا و خودجوش بود، نه بیرونی.
در ترازوی معیار چهارم، خشونت ابزاری و حاشیهای بود و بدنهٔ معترضان از آن فاصله گرفتند. در ترازوی معیار پنجم، روایت متکثر و رقابتی بود و رسانهها از آموزش خشونت پرهیز کردند. در ترازوی معیار ششم، پلیس مصون از تعرض بود و دولت از آن حمایت کرد.
نتیجهٔ تطبیق شش معیار بر فرانسه آن است که رویداد فرانسه در چارچوب «اعتراض» باقی ماند. هیچیک از شش معیار، رویداد فرانسه را به «کودتا» نزدیک نکرد. بنابراین اعتراض فرانسه، اعتراضی در چارچوب ساختار بود، نه اقدامی علیه ساختار.
۳. ایران در ترازوی معیارها
در ترازوی معیار نخست، ایران هستهٔ آموزشدیده و مأمور داشت. در ترازوی معیار دوم، هدف تخریب مراکز مؤثر در ادارهٔ کشور بود. در ترازوی معیار سوم، طراحی بیرونی و دستور خارجی وجود داشت.
در ترازوی معیار چهارم، خشونت مسلحانه و کشتهسازی سازمانیافته بود. در ترازوی معیار پنجم، روایت یکسویه و مهندسیشده بود. در ترازوی معیار ششم، پلیس و بسیج هدف حمله بودند و در کنار مردم قرار گرفتند.
نتیجهٔ تطبیق شش معیار بر ایران آن است که رویداد ایران در چارچوب «اعتراض» نمیگنجد. هر شش معیار، رویداد ایران را به «کودتا» نزدیک میکند. مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «هدف این بود که پایههای نظام را سست کنند، متزلزل کنند، مراکز حسّاس را بگیرند» [77]. یعنی هدف، تغییر ساختار بود، نه اصلاح سیاست.
۴. جملهای که همهچیز را روشن کرد
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «این فتنه شبیه کودتا بود» [78]. این جمله، نقطهٔ تلاقی شش معیار است. زیرا هر شش معیار، به یک نتیجه میرسند: رویداد ایران، اقدامی علیه ساختار بود، نه اصلاحی در ساختار.
همچنین فرمودند: «این فتنه، فتنهی آمریکایی و صهیونی بود» [79]. این جمله، منبع هدایت را روشن میکند و معیار سوم را تأیید میکند. یعنی رویداد ایران، نه فقط در هدف، بلکه در منبع هدایت نیز از چارچوب اعتراض داخلی خارج بود.
در برابر، رویداد فرانسه هیچیک از این دو ویژگی را نداشت. نه هدفش تغییر ساختار بود و نه منبع هدایتش بیرونی. بنابراین اعتراض فرانسه، اعتراضی در چارچوب ساختار بود و رویداد ایران، اقدامی علیه ساختار.
۵. عبرت برای آینده
مجاهد شهید انقلاب فرمودند: «این فتنه، اوّلین فتنهی پدیدآمدهی در تهران نبود، آخرینش هم نیست» [8۰]. این جمله، هشدار میدهد که الگوی فتنه تکرارشدنی است و شناخت معیارهای آن، ضرورت راهبردی دارد.
همچنین فرمودند: «آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند» [8۱]. این جمله، نقش مردم را در پایان دادن به فتنه برجسته میکند. یعنی راه مقابله با فتنه، نه فقط اقدام نهادی، بلکه حضور مردمی است.
نتیجهٔ راهبردی آن است که شناخت شش معیار تفکیک، هم برای تشخیص رویدادهای آینده و هم برای تقویت نقش مردم در مقابله با فتنه ضروری است. این معیارها، ابزار تحلیل دائمی هستند، نه توصیف یک حادثهٔ گذشته.
۶. پرسشهای بیپاسخ
پرسش نخست آن است که چرا رسانههای غربی، شش معیار تفکیک را نادیده میگیرند و دو رویداد متفاوت را با یک معیار میسنجند. پاسخ در منافع سیاسی نهفته است، نه در واقعیت خیابان.
پرسش دوم آن است که چرا برخی سازشگران داخلی، برچسب «دولتی» را برای نهادهای مردمی تکرار میکنند. پاسخ در منافع کوتاهمدت سیاسی نهفته است، نه در حقیقت نسبت پلیس با مردم.
پرسش سوم آن است که چگونه میتوان در آینده، پیش از تبدیل اعتراض به فتنه، مسیر مطالبه را در چارچوب مذاکره نگه داشت. پاسخ در تقویت نهادهای مدنی و پاسخگویی سریع به مطالبات درست نهفته است.
۷. جمعبندی نهایی
رویداد ایران و فرانسه، هر دو با مطالبه آغاز شدند. اما در ایران، هستهٔ مأمور، هدف تخریب ساختار، هدایت بیرونی، خشونت سازمانیافته، روایت مهندسیشده و حمله به پلیس وجود داشت. در فرانسه، بدنهٔ خودجوش، هدف اصلاح سیاست، هدایت داخلی، خشونت حاشیهای، روایت متکثر و حمایت از پلیس وجود داشت.
بنابراین پاسخ پرسش اصلی مقاله روشن است: اعتراض در ایران به فتنه و اقدام کودتایی منحرف شد، زیرا شش معیار ساختاری آن را از چارچوب اعتراض خارج کرد. اعتراض در فرانسه در چارچوب ساختار باقی ماند، زیرا هیچیک از شش معیار در آن وجود نداشت. این تفاوت، تفاوت ماهوی است، نه تفاوت ظاهری.
۸. نکات کلیدی
۱. شش معیار تفکیک: بازیگر، هدف، منبع هدایت، خشونت، رسانه و نسبت پلیس با مردم.
۲. فرانسه در هیچ معیاری به کودتا نزدیک نشد.
۳. ایران در هر شش معیار به کودتا نزدیک شد.
۴. جملهٔ «شبیه کودتا بود»، نقطهٔ تلاقی شش معیار است.
۵. الگوی فتنه تکرارشدنی است و شناخت معیارها ضرورت راهبردی دارد.
۶. نقش مردم، تعیینکنندهٔ پایان فتنه است.
۷. تفاوت دو رویداد، ماهوی است، نه ظاهری.
ارجاعات:
[۱] تا [24] بیانات رهبر شهید در مراسم چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴.
[25] تا [30] بیانات رهبر شهید در مراسم چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴.
[31] تا [41] بیانات رهبر شهید در مراسم چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴.
[42] تا [51] بیانات رهبر شهید در مراسم چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴.
[51] تا [57] بیانات رهبر شهید در مراسم چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴.
[58] تا [69] بیانات رهبر شهید در مراسم چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴.
[69] تا [81] بیانات رهبر شهید در مراسم چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴.
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون